تبلیغات
ظهور سیدم مولام مهدی - .داستان شیطان و مرد
داستان شیطان و مرد


داستان شیطان و مرد
روزی مردی در خواب شیطان را دید در حالی كه انواع مختلفی زنجیر در دست داشت،زنجیر های بزرگ و كوچك.
او از شیطان فلسفه ی حمل این زنجیر ها را پرسید.شیطان به او پاسخ داد:" این زنجیر ها از ان انسانهای متفاوتی است كه من انهارا با این زنجیرها به دنبال خود میكشم،افرادی كه ایمان سستی دارند را با زنجیرهای ریز و انانی كه كمی در ایمان قویترند با زنجیرهای بزرگ"مرد با خود اندیشید حتما زنجیرهای بزرگی برای كشیدن من لازم دارد و ازشیطان پرسید كه زنجیر بردگی من كدام است.شیطان به او نگاهی كرد و با تعجب پرسید:"زنجیر!!!!"بعد لبخند زد و گفت:"برای تو سوت می زنم"




ما چگونه ایم؟


تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393 | 11:53 ب.ظ | نویسنده : محدثه | نظرات

  • paper | ماهواره امید | تنهای تنها